در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دستها و پاها به طور گسترده باز شده شبیه به عقابی که بالهایش را گشوده است.
Having arms and legs stretched out wide, resembling an eagle with spread wings.
«او با دست و پای باز بر روی زمین خوابید.»
“He lay spreadeagle on the ground.”
«ژیمناست حالت بازپای باز را حفظ کرد.»
“The gymnast held a spreadeagle position.”