sprout

/spraʊt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sproutedpast participle (مفعولی): sprouted-ing (حال): sprouting3rd (سوم): sprouts

فعل — جوانه زدن

جوانه زدنرشد کردن

شروع به رشد کردن، به ویژه گیاه که شاخه یا جوانه تولید می‌کند.

To begin to grow, especially a plant producing shoots or buds.

«دانه‌ها پس از یک هفته جوانه زدند.»

The seeds sprouted after a week.

«برگ‌های تازه در بهار می‌رویند.»

New leaves sprout in spring.

تفاوت با واژه‌های مشابه
germinateجوانه زدن

فنی. معنی مشابه در زمینه رشد بذر.

Technical. Same meaning related to seed growth.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): sprouts

اسم — جوانه

جوانهشاخسار تازه

شاخه یا جوانه تازه یک گیاه.

A young shoot or bud of a plant.

«جوانه تبدیل به درخت بزرگی شد.»

The sprout grew into a big tree.

«او جوانه‌های تازه را از باغ برداشت.»

He harvested fresh sprouts from the garden.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000