squall

/skwɔːl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): squalls

اسم — تندباد ناگهانی

تندباد ناگهانیباد شدید

ناگهان وزش شدید باد که معمولاً همراه با باران یا برف است.

A sudden, violent gust of wind, often with rain or snow.

«کشتی در تندباد ناگهانی گرفتار شد.»

The ship was caught in a sudden squall.

«تندبادها آن روز قایقرانی را خطرناک کردند.»

Squalls made sailing dangerous that day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
gustتندباد

رایج. وزش ناگهانی باد کوتاه، معمولاً کمتر از squall پرقدرت است.

Common. A sudden brief blast of wind; less violent than squall.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): squalledpast participle (مفعولی): squalled-ing (حال): squalling3rd (سوم): squalls

فعل — فریاد کشیدن

فریاد کشیدنباریدن تند

صدا یا گریه بلند و تیز کردن، معمولاً مربوط به باد یا گریه کودک.

To make a loud, harsh noise or cry, often related to wind or a baby’s cry.

«باد تمام شب در میان درختان فریاد می‌کشید.»

The wind squalled through the trees all night.

«کودک تا آرام شدن بلند گریه کرد.»

The baby squalled until she was comforted.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000