در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ناگهان وزش شدید باد که معمولاً همراه با باران یا برف است.
A sudden, violent gust of wind, often with rain or snow.
«کشتی در تندباد ناگهانی گرفتار شد.»
“The ship was caught in a sudden squall.”
«تندبادها آن روز قایقرانی را خطرناک کردند.»
“Squalls made sailing dangerous that day.”
رایج. وزش ناگهانی باد کوتاه، معمولاً کمتر از squall پرقدرت است.
Common. A sudden brief blast of wind; less violent than squall.
صدا یا گریه بلند و تیز کردن، معمولاً مربوط به باد یا گریه کودک.
To make a loud, harsh noise or cry, often related to wind or a baby’s cry.
«باد تمام شب در میان درختان فریاد میکشید.»
“The wind squalled through the trees all night.”
«کودک تا آرام شدن بلند گریه کرد.»
“The baby squalled until she was comforted.”