squam

/skwɑːm/
noun (اسم)archaicplural (جمع): squams

اسم — صدف خوراکی

صدف خوراکیکلمه غیررسمی برای صدف

اصطلاح غیررسمی (نادر) برای یکی از انواع صدف خوراکی.

Informal term (rare) for a member of the clam family, especially an edible clam.

«او صدف را برای شام پخت.»

He cooked the squam for dinner.

«صدف‌های تازه در سواحل محبوب هستند.»

Fresh squams are popular on the coast.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000