stains

/steɪnz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stains

اسم — لکه‌ها

لکه‌ها

ردها یا تغییر رنگ ناشی از کثیفی، مایعات یا ناخالصی‌ها روی سطح.

Marks or discolorations caused by dirt, liquids, or impurities on a surface.

«روی پیراهنت لکه‌هایی وجود دارد.»

There are stains on your shirt.

«لکه‌های شراب سخت پاک می‌شوند.»

Wine stains are hard to remove.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spotلکه

معمولی. علامت کوچک کلی؛ stain به چیز سخت‌تر یا بزرگ‌تر اشاره دارد.

Common. General small mark; stain implies something harder to remove or larger.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stainedpast participle (مفعولی): stained-ing (حال): staining3rd (سوم): stains

فعل — لکه‌دار کردن

لکه‌دار کردن

ایجاد رد یا تغییر رنگ روی یک سطح.

To leave a mark or discoloration on a surface.

«او هنگام غذا خوردن پیراهنش را لکه‌دار کرد.»

He stained his shirt while eating.

«آبمیوه روی رومیزی لکه ایجاد می‌کند.»

The juice stains the tablecloth.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spotلکه‌دار کردن

معمولی. عمل ایجاد لکه؛ stain معمولا معنی اثر دائمی‌تر یا قابل دیدن‌تر دارد.

Common. To mark a surface; stain often implies more permanent or visible effect.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000