stammer

stam·mer/ˈstæm.ər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): stammeredpast participle (مفعولی): stammered-ing (حال): stammering3rd (سوم): stammers

فعل — لکنت زبان داشتن

لکنت زبان داشتنتپق زدن

صحبت کردن با مکث‌ها و تکرارهای غیرارادی، معمولاً به دلیل اضطراب یا مشکل در حرف زدن.

To speak with involuntary pauses and repetitions, often due to nervousness or speech difficulties.

«او هنگام صحبت در جمع لکنت داشت.»

He stammered when speaking in public.

«سعی کن در مصاحبه تپق نزنی.»

Try not to stammer during the interview.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stutterلکنت داشتن

روزمره. معنای مشابه ولی کمی متفاوت توسط گویشوران استفاده می‌شود.

Everyday. Similar meaning but sometimes used slightly differently by speakers.

2noun (اسم)common

اسم — لکنت زبان

لکنت زبانتپق

اختلال گفتار با تکرار غیرارادی و توقف در حرف زدن.

A speech disorder characterized by involuntary repetition and pauses in speaking.

«او لکنت زبانی دارد که صحبت کردن را مشکل می‌کند.»

He has a stammer that makes speaking difficult.

«گفتار درمانی می‌تواند لکنت زبان را کاهش دهد.»

Speech therapy can help reduce a stammer.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000