stand for

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstænd fɔr/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — معنی دادن

معنی دادننمایندهٔ چیزی بودنمخففِ چیزی بودن

نمایندهٔ چیزی بودن، معنایی داشتن یا مخفف چیزی بودن.

To represent, mean, or be an abbreviation for something.

«این نماد چه معنایی دارد؟»

What does this symbol stand for?

«UN مخفف سازمان ملل متحد است.»

UN stands for United Nations.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — طرفدارِ چیزی بودن

طرفدارِ چیزی بودنحمایت کردن

از یک اصل، ارزش یا هدف حمایت کردن.

To support a principle, value, or cause.

«آن‌ها از حقوق برابر حمایت می‌کنند.»

They stand for equal rights.

«مدرسهٔ ما طرفدار احترام است.»

Our school stands for respect.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — تحمل کردن

تحمل کردنپذیرفتن

چیز ناخوشایندی را تحمل کردن یا پذیرفتن.

To tolerate or accept something unpleasant.

«من رفتار بی‌ادبانه را تحمل نمی‌کنم.»

I will not stand for rude behavior.

«او دروغ‌گویی را نمی‌پذیرفت.»

She would not stand for lies.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000