stand out

/stænd aʊt/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — متمایز بودن

متمایز بودنجلب توجه کردنبرجسته بودن

به دلیل تفاوت‌ها یا ویژگی‌های خاص به راحتی از بقیه متمایز و قابل توجه بودن.

To be easily noticeable or distinctive from a group or background.

«پیراهن قرمز روشن او باعث شد در جمعیت متمایز به نظر برسد.»

Her bright red dress made her stand out in the crowd.

«استعداد او در نقاشی همیشه برجسته است.»

His talent for painting always stands out.

تفاوت با واژه‌های مشابه
distinguishتمایز قائل شدن

رسمی. می‌تواند در معنای متمایز کردن یا متمایز بودن استفاده شود. 'رنگ خاص ماشین را متمایز می‌کند' درست است، اما 'او از جمعیت متمایز می‌شود' کمتر از 'برجسته است' طبیعی است.

Formal. Can be used in a similar sense when talking about making something distinct or being distinct. 'The unique color distinguishes the car' works, 'She distinguishes from the crowd' is less natural than 'stands out'.

excelبرتر بودن

رایج. به معنای عملکرد فوق‌العاده است که اغلب منجر به برجسته شدن به دلایل مثبت می‌شود. 'او در ریاضیات برتری دارد' درست است، اما 'پیراهن روشن او در عکس برتری دارد' درست نیست.

Common. Implies doing exceptionally well, often leading to standing out for positive reasons. 'She excels in math' works, 'Her bright shirt excels in the photo' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000