stank

/stæŋk/
verb (فعل)informalpast (گذشته): stankpast participle (مفعولی): stunk-ing (حال): stinking3rd (سوم): stinks

فعل — بوی بد داد

بوی بد دادمتصاعد بو شد

گذشته فعل 'stink' به معنی داشتن بوی ناخوشایند خیلی شدید.

Past tense of 'stink', meaning to have a strong unpleasant smell.

«زباله‌ها در همه اتاق بوی بد می‌دادند.»

The garbage stank all over the room.

«کفش‌هایش بعد از بازی بوی بد می‌دادند.»

His shoes stank after the game.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stunkبوی بد داد

غیررسمی و همچنین گذشته فعل stink؛ جایگزین هم هستند.

Informal and also past tense of 'stink'; used interchangeably with 'stank'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000