stang

/stæŋ/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): stangpast participle (مفعولی): stung-ing (حال): stinging3rd (سوم): stangs

فعل — نیش زدن

نیش زدنسوزش دادن

به‌طور تیز نیش زدن یا فرو کردن.

To prick or sting sharply.

«گزنگی به بازوی من نیش زد.»

The nettle stang my arm.

«او با خار خودش را نیش زد.»

He stang himself with a thorn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stingنیش زدن

رایج. اصطلاح عمومی برای درد یا نیش تیز؛ 'stang' عامیانه یا شاعرانه است.

Common. General term for sharp pain or prick; 'stang' is dialectal or poetic.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000