stick to one's knitting

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick to one's knit·ting/stɪk tə wʌnz ˈnɪtɪŋ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — به کار خود پرداختن

به کار خود پرداختندر حوزهٔ خود ماندن

به کار یا موضوعی که در آن مهارت داری پرداختن و در کارهای دیگر دخالت نکردن.

To keep to the work or subject one knows best instead of interfering elsewhere.

«آشپز باید به کار خودش برسد و مشاورهٔ حقوقی ندهد.»

The chef should stick to his knitting and avoid legal advice.

«او در بحث فقط دربارهٔ حوزهٔ خودش حرف زد.»

She stuck to her knitting during the debate.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000