stick out
/stɪk aʊt/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — بیرون زدن
بیرون زدنبرجسته بودن
از سطح یا لبهٔ چیزی بیرون زده بودن.
To extend beyond a surface or edge.
«میخی از دیوار بیرون زده بود.»
“A nail was sticking out of the wall.”
«پیراهنش از پشت بیرون زده است.»
“His shirt sticks out at the back.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — توی چشم بودن
توی چشم بودنجلب توجه کردن
بهخاطر متفاوت بودن، خیلی به چشم آمدن.
To be very noticeable because of being different.
«کت زردش در میان جمعیت خیلی توی چشم بود.»
“Her yellow coat stuck out in the crowd.”
«آن غلط املایی واقعاً خیلی به چشم میآید.»
“That spelling mistake really sticks out.”
3phrasal verb (فعل عبارتی)informal
فعل عبارتی — تا آخر دوام آوردن
تا آخر دوام آوردنتحمل کردن تا پایان
با وجود سختی، کاری یا موقعیتی را تا پایان ادامه دادن.
To continue doing something difficult until it ends.
«میتوانیم زمستان را اینجا تا آخر دوام بیاوریم.»
“We can stick out the winter here.”
«او تا تمامشدن دوره دوام آورد.»
“She stuck it out until the course ended.”