sticking point

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stick·ing point/ˈstɪkɪŋ pɔɪnt/
noun (اسم)commonplural (جمع): sticking points

اسم — نقطهٔ اختلاف

نقطهٔ اختلافگرهٔ کار

موضوعی که جلوی توافق یا پیشرفت را می‌گیرد.

An issue that prevents agreement or progress.

«قیمت همچنان مهم‌ترین نقطهٔ اختلاف است.»

“Price remains the main sticking point.”

«مهلت نهایی در گفت‌وگوها به گرهٔ کار تبدیل شد.»

“The deadline became a sticking point in talks.”

تفاوت با واژه‌های مشابه
obstacle— مانع

روزمره. برای چیزی که جلوی پیشرفت را می‌گیرد می‌تواند جای sticking point بیاید: cost is an obstacle درست است. sticking point مشخص‌تر به موضوع مورد اختلاف در گفت‌وگو اشاره دارد.

Everyday. It can replace 'sticking point' for something blocking progress: 'cost is an obstacle' works. A sticking point more specifically names the disputed issue in a discussion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000