stilt

/stɪlt/
1noun (اسم)commonplural (جمع): stilts

اسم — چوب‌لباسک

چوب‌لباسکمیله بلند

یکی از دو قطب بلند که با آن می‌توان بالا از زمین راه رفت.

One of a pair of poles used to walk elevated off the ground.

«آدمک فعالیت‌کننده روی چوب‌لباسک در رژه راه رفت.»

The clown walked on stilts during the parade.

«بچه‌ها از بازی و راه رفتن روی چوب‌لباسک لذت می‌برند.»

Children enjoy playing and walking on stilts.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): stiltedpast participle (مفعولی): stilted-ing (حال): stilting3rd (سوم): stilts

فعل — راه رفتن با چوب‌لباسک

راه رفتن با چوب‌لباسکایستادن روی میله

راه رفتن یا ایستادن با استفاده از چوب‌لباسک.

To walk or support oneself on stilts.

«او قبل از نمایش یاد گرفت روی چوب‌لباسک راه برود.»

He learned to stilt before the performance.

«آن‌ها با چوب‌لباسک از میدان گل‌آلود عبور کردند.»

They stilted across the muddy field.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000