stop someone in their tracks

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

stop some·one in their tracks/ˈstɑp ˈsʌmwʌn ɪn ðɛr ˈtræks/
phrase (عبارت)common

عبارت — کسی را میخکوب کردن

کسی را میخکوب کردنکسی را ناگهان متوقف کردن

کسی را، معمولاً از شدت تعجب یا شوک، ناگهان سر جایش متوقف کردن.

To make someone stop suddenly, often because they are surprised or shocked.

«صدای عجیب مرا سر جایم میخکوب کرد.»

The strange sound stopped me in my tracks.

«سؤال او باعث شد او ناگهان متوقف شود.»

Her question stopped him in his tracks.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000