stored

/stɔːrd/
storeto keep or accumulate-edpast tense or past participle
adjective (صفت)common

صفت — ذخیره شده

ذخیره شدهانبار شده

نگهداری شده یا انباشته شده برای استفاده در آینده.

Kept or accumulated for future use.

«فایل‌ها روی سرور ذخیره شده‌اند.»

The files are stored on the server.

«مواد غذایی ذخیره شده باید مرتب بررسی شوند.»

Stored food should be checked regularly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
savedذخیره شده

رایج. تأکید بر حفظ یا انباشت در طول زمان.

Common. Emphasizes preservation or accumulation over time.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000