فعل — جا دادن
بستهبندی کردن یا نگهداری (چیزی) با دقت و مرتب در یک مکان خاص.
To pack or store (an object) carefully and tidily in a particular place.
«کاپیتان طنابها را مرتب روی عرشه جا میدهد.»
“The captain stows the ropes neatly on the deck.”
«او بعد از هر بار دوچرخهسواری، دوچرخهاش را در آلونک جا میدهد.»
“She stows her bicycle in the shed after every ride.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. معمولاً وقتی به قرار دادن اشیا در ظروف برای حمل و نقل یا نگهداری اشاره دارد، قابل تعویض است. stow به آرایشی دقیقتر و اغلب صرفهجویی در فضا دلالت دارد. 'وسایل خود را بستهبندی کنید' رایج است، 'وسایل خود را جا دهید' (در هواپیما) به یک جایگذاری خاص و دقیق اشاره دارد.
Everyday. Generally interchangeable when referring to putting items into containers for transport or storage. 'Stow' implies a more careful, often space-saving arrangement. 'Pack your bags' is common, 'stow your luggage' (on a plane) implies a specific, careful placement.
روزمره. گستردهتر از stow است و به نگهداری اشیا برای استفاده در آینده اشاره دارد، اغلب بدون دلالت بر آرایش دقیق و صرفهجویی در فضا. 'غذا را در انبار ذخیره کنید' کلی است، 'قایقهای نجات را جا دهید' به جایگذاری خاص و آماده برای استفاده اشاره دارد.
Everyday. Broader than 'stow', referring to keeping things for future use, often without the implication of careful, space-saving arrangement. 'Store food in the pantry' is general, 'stow the life rafts' implies a specific, ready-for-use placement.