در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
باعث شود که کسی احساس همدلی، هیجان یا واکنش قوی کند
To cause someone to feel sympathy, emotion, or a strong reaction
«داستان او واقعاً دل مخاطبان را به تپش درآورد.»
“Her story really struck a chord with the audience.”
«آن آهنگ در هر کسی که تجربهی فقدان دارد تأثیر میگذارد.»
“That song strikes a chord with anyone who has experienced loss.”
متداول. وقتی تأثیر احساسی یا همنظر بودن منظور است میتواند جایگزین باشد، مثل «داستان او در من تأثیر گذاشت»؛ اما برای معانی موسیقایی یا لفظی نمیشود استفاده کرد.
Common. Can replace 'strike a chord' when referring to emotional impact or agreement — 'Her story resonated with me' works, but not for musical or literal meanings.
غیررسمی. در زمینههای احساسی میتواند جایگزین باشد. معمولاً برای بیان احساس گرمی یا همدلی به کار میرود.
Informal. Interchangeable with 'strike a chord' in emotional contexts. Usually used to express emotional warmth or empathy.