در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حیوان نر که برای جفتگیری نگهداری میشود.
A male animal kept for breeding.
«اسب نر نژاددهنده کرههای زیادی تولید کرد.»
“The stud horse sired many foals.”
«آنها یک نر برای پرورش نگه میدارند.»
“They keep a stud for breeding purposes.”
رایج. به حیوان یا شخصی که حیوانات را پرورش میدهد اشاره دارد.
Common. Refers to an animal or person that breeds animals.
دکمه تزئینی کوچک یا قطعه جواهرات کوچک.
A small decorative button or piece of jewelry.
«او دکمههای نقرهای روی پیراهنش داشت.»
“He wore silver shirt studs.”
«دکمههای سر آستین با گل سینهها هماهنگ بود.»
“The cufflinks matched the studs.”
رایج. معمولا برای لباس است ولی studs اغلب نسخههای تزئینی فلزی هستند.
Common. Usually for clothing but studs are often decorative metal versions.