subbasement

sub·base·ment/ˈsʌbˌbeɪsmənt/
sub-below / beneathbasebottom part-mentresult of an action / state
1noun (اسم)technicalplural (جمع): subbasements

اسم — زیرزیرزمین

زیرزیرزمینطبقه پایین‌تر از زیرزمین

طبقه‌ای که پایین‌تر از زیرزمین اصلی یک ساختمان قرار دارد.

A floor or level below the main basement of a building.

«آزمایشگاه پنهان در زیرزیرزمین بود.»

The hidden lab was in the subbasement.

«آنها سوابق قدیمی را در زیرزیرزمین نگه می‌دارند.»

They store old records in the subbasement.

2noun (اسم)literaryplural (جمع): subbasements

اسم — پایین‌ترین سطح

پایین‌ترین سطحسطح بنیادین

یک سطح بسیار پایین یا اساسی، اغلب به صورت استعاری.

A very low or fundamental level, often in a metaphorical sense.

«او از پایین‌ترین سطح آگاهی انسان فعالیت می‌کند.»

He operates from the subbasement of human consciousness.

«این ایده در اعماق ذهنش شکل گرفت.»

The idea originated in the subbasement of his mind.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000