در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
افزاری که نفر دوم فرماندهی یا معاون فرمانده است.
An officer who is second in command or a deputy to a commander.
«زمانی که رهبر نبود، معاون فرمانده کنترل را به دست گرفت.»
“The subcommander took charge when the leader was absent.”
«او سال پیش به معاون فرماندهی ارتقا یافت.»
“He was promoted to subcommander last year.”