suntanned

sun·tanned/ˈsʌnˌtænd/
sunthe star that provides light and heattanbrown skin caused by sun exposure-edpast participle or adjective
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more suntannedsuperlative (عالی): most suntanned

صفت — برنزه شده

برنزه شدهآفتاب‌سوخته

پوستی که به‌واسطه قرار گرفتن در معرض آفتاب تیره یا قهوه‌ای شده است.

Having skin darkened or browned by exposure to the sun.

«او از تعطیلات با چهره‌ای برنزه برگشت.»

She returned from vacation with a suntanned face.

«بازوهای برنزه‌اش نشان می‌داد وقت زیادی را بیرون گذرانده است.»

His suntanned arms showed he spent time outdoors.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tannedبرنزه

رایج. اغلب قابل جایگزینی است؛ suntanned به برنزه شدن به‌وسیله آفتاب اشاره دارد.

Common. Often interchangeable; suntanned specifies sun-induced tan.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000