در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
روی چیزی قرار گرفته؛ همپوشان.
Placed on top of something else; overlapping.
«تصاویر روی هم قرار گرفته اثر سهبعدی ایجاد میکنند.»
“The superposed images create a 3D effect.”
«لایههای سنگ روی هم قرار گرفته تاریخ زمینشناسی را نشان میدهد.»
“Superposed layers of rock tell geological history.”
اصطلاح رایج برای چیزهایی که بخشی از یکدیگر را پوشش میدهند؛ معمولاً در بافتهای فیزیکی قابل جابجایی با superposed است.
Common term for items partially covering each other; generally interchangeable with 'superposed' in physical contexts.