superposed

su·per·posed/ˌsuːpərˈpoʊzd/
super-above, overposedplaced or set
adjective (صفت)technical

صفت — چسبیده به هم

چسبیده به همبر روی هم گذاشته شده

روی چیزی قرار گرفته؛ هم‌پوشان.

Placed on top of something else; overlapping.

«تصاویر روی هم قرار گرفته اثر سه‌بعدی ایجاد می‌کنند.»

The superposed images create a 3D effect.

«لایه‌های سنگ روی هم قرار گرفته تاریخ زمین‌شناسی را نشان می‌دهد.»

Superposed layers of rock tell geological history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overlappingهم‌پوشان

اصطلاح رایج برای چیزهایی که بخشی از یکدیگر را پوشش می‌دهند؛ معمولاً در بافت‌های فیزیکی قابل جابجایی با superposed است.

Common term for items partially covering each other; generally interchangeable with 'superposed' in physical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000