در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
شخصی که از مکانی به مکان دیگر سفر میکند و زندگی آزاد و غیرمرسوم دارد؛ ولگرد.
A person who travels from place to place, living freely and unconventionally; a vagrant.
«آن ولگرد با تنها یک کولهپشتی در روستاها پرسه زد.»
“The supertramp roamed the countryside with only a backpack.”
«بعد از ترک کارش به یک مسافر آزاد تبدیل شد و به دور دنیا سفر کرد.»
“He became a supertramp after quitting his job and traveling the world.”
رسمی؛ به کسی گفته میشود که بدون خانه سرگردان است. در متون ادبی میتواند جایگزین supertramp شود اما در گفتار معمولی کمتر استفاده میشود.
Formal; denotes someone who wanders without a home. Can replace 'supertramp' in literary contexts but less common in casual speech.
غیررسمی؛ به ولگرد بیخانهای گفته میشود که معمولاً با قطار باری سفر میکند. تا حدودی هممعنی اما supertramp روی سبک زندگی آزاد تأکید دارد.
Informal; specifically a homeless wanderer often traveling by freight trains. Partially overlapping but 'supertramp' emphasizes free lifestyle.