surveyor

sur·vey·or/ˈsɜːrveɪər/
surveyto examine or measure land or property-oragent noun, someone who does something
noun (اسم)commonplural (جمع): surveyors

اسم — نقشه‌بردار

نقشه‌بردارکارشناس نقشه‌برداری

شخصی که زمین را اندازه‌گیری و بررسی می‌کند تا مرزها و ویژگی‌های آن را تعیین کند.

A person who measures and examines land to determine its boundaries and features.

«نقشه‌بردار مرزهای زمین را علامت‌گذاری کرد.»

The surveyor marked the property boundaries.

«ما یک نقشه‌بردار برای ارزیابی زمین استخدام کردیم.»

We hired a surveyor to assess the land.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mapperنقشه‌کش

معمولاً در زمینه‌های فنی مرتبط با تهیه نقشه به کار می‌رود؛ فقط زمانی جایگزین surveyor می‌شود که مربوط به فعالیت‌های نقشه‌برداری باشد.

Generally used in technical contexts related to map-making; interchangeable with surveyor only when referring to mapping activities.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000