swab

/swɒb/
noun (اسم)commonplural (جمع): swabs

اسم — بستره

بسترهپنبه‌پاک‌کن

قطعه کوچک مواد که برای تمیزکردن یا جمع‌آوری نمونه‌ها استفاده می‌شود، معمولاً در پزشکی.

A small piece of material used for cleaning or collecting samples, especially in medical contexts.

«پرستار از بستره برای تمیز کردن زخم استفاده کرد.»

The nurse used a swab to clean the wound.

«نمونه‌ها برای آزمایشگاه گرفته می‌شوند.»

Swabs are taken for laboratory tests.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000