در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به سوئد، مردمش یا زبان آن.
Relating to Sweden, its people, or its language.
«او روان سوئدی صحبت میکند.»
“She speaks fluent Swedish.”
«بسیاری از شرکتهای سوئدی به دلیل نوآوریشان شناخته شدهاند.»
“Many Swedish companies are known for their innovation.”
زبان ژرمنی شمالی که در سوئد و بخشهایی از فنلاند صحبت میشود.
The North Germanic language spoken in Sweden and parts of Finland.
«یادگیری زبان سوئدی برای انگلیسیزبانها میتواند چالشبرانگیز باشد.»
“Learning Swedish can be challenging for English speakers.”
«او برای بهبود مهارتهایش در یک کلاس سوئدی ثبت نام کرد.»
“She enrolled in a Swedish class to improve her skills.”