sweep someone off their feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sweep some·one off their feet/swip ˈsʌmwʌn ɔf ðɛr fit/
1phrase (عبارت)common

عبارت — دل کسی را بردن

دل کسی را بردنعاشق خود کردن

کسی را ناگهان شدیداً عاشق خود کردن.

To make someone suddenly fall deeply in love.

«او در نخستین قرارشان دل او را برد.»

He swept her off her feet on their first date.

«آن بازیگر جذاب دل هواداران را برد.»

The charming actor swept fans off their feet.

2phrase (عبارت)common

عبارت — مجذوب کردن

مجذوب کردنسخت تحت تأثیر قرار دادن

کسی را با تحسین یا اشتیاقی شدید کاملاً تحت تأثیر قرار دادن.

To overwhelm someone with strong admiration or enthusiasm.

«آن منظره ما را کاملاً مجذوب کرد.»

The view swept us off our feet.

«استقبالشان بازدیدکنندگان را سخت تحت تأثیر قرار داد.»

Their welcome swept the visitors off their feet.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000