sweep

/swiːp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sweptpast participle (مفعولی): swept-ing (حال): sweeping3rd (سوم): sweeps

فعل — جارو کردن

جارو کردن

تمیز کردن سطحی با جارو کردن گرد و خاک یا کثیفی.

To clean a surface by brushing away dirt or dust.

«او بعد از ناهار کف را جارو کرد.»

She swept the floor after lunch.

«لطفاً ایوان را جارو کن.»

Please sweep the porch.

تفاوت با واژه‌های مشابه
brushبرس زدن

روزمره. عمل مشابه ولی برس زدن کلی‌تر است، جارو کردن معمولاً با جاروی دستی است.

Common. Similar action but brushing can be more general, sweeping specifically uses a broom or similar tool.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): sweptpast participle (مفعولی): swept-ing (حال): sweeping3rd (سوم): sweeps

فعل — پیمودن

پیمودنحرکت سریع کردن

حرکت سریع و نرم در یک قوس وسیع یا منطقه.

To move swiftly and smoothly in a wide arc or area.

«پرنده در آسمان به سرعت حرکت کرد.»

The bird swept across the sky.

«نگاهش کل اتاق را پیمود.»

His gaze swept the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
glideلغزیدن

روزمره. به معنی حرکت نرم؛ در برخی زمینه‌ها جایگزین «سویپ» می‌شود.

Common. Means move smoothly; in some contexts can replace 'sweep' for motion.

3noun (اسم)commonplural (جمع): sweeps

اسم — جاروی کشیدن

جاروی کشیدنحرکت سریع

عمل جارو کردن یا عبور سریع از مکانی.

An act of sweeping, e.g. with a broom or by movement.

«او سریع کف را جارو کشید.»

He gave the floor a quick sweep.

«تیم در مسابقه یک پاکسازی کامل داشت.»

The team achieved a sweep in the competition.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000