1noun (اسم)commonplural (جمع): swells
اسم — موجهای بلند
موجهای بلندتورم امواج
موجهای بلند و نرم در اقیانوس که به علت هوای دوردست ایجاد میشوند.
Long smooth waves in the ocean caused by distant weather.
«امواج بلند امروز موجسواری را سخت کرد.»
“The swells made surfing difficult today.”
«موجهای بلند میتوانند از اقیانوسها عبور کنند.»
“Swells can travel across oceans.”
2verb (فعل)commonpast (گذشته): swelledpast participle (مفعولی): swollen-ing (حال): swelling3rd (سوم): swells
فعل — متورم میشود
متورم میشودبزرگ میشود
صورت سوم شخص مفرد فعل swell؛ بزرگ یا حجیم شدن.
Third person singular of 'swell'; to increase in size or volume.
«مچ پایش بعد از آسیب متورم میشود.»
“Her ankle swells after the injury.”
«رودخانه پس از باران سنگین طغیان میکند.»
“The river swells after heavy rain.”
تفاوت با واژههای مشابه
expands— گسترش مییابد
متداول. به معنی افزایش اندازه است؛ در زمینه رشد فیزیکی با swells قابل تعویض است.
Common. Means to increase size, often interchangeable with swells in physical growth contexts.