swell up

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌswɛl ˈʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — ورم کردن

ورم کردنمتورم شدن

به‌ویژه بر اثر آسیب، عفونت یا جمع شدن مایع، بزرگ‌تر و متورم شدن.

To become larger or rounder, especially because of injury, infection, or trapped fluid.

«مچ پای او پس از زمین خوردن ورم کرد.»

“Her ankle swelled up after the fall.”

«دستم بر اثر گزش متورم شد.»

“My hand swelled up from the bite.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)literary

فعل عبارتی — از غرور لبریز شدن

از غرور لبریز شدنسرشار شدن

از احساس شدیدی مانند غرور یا هیجان پر شدن.

To become filled with a strong feeling such as pride or emotion.

«دلش از غرور لبریز شد.»

“His heart swelled up with pride.”

«او از احساسات سرشار شد.»

“She swelled up with emotion.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000