swelled

/swɛld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swelledpast participle (مفعولی): swelled-ing (حال): swelling3rd (سوم): swells

فعل — متورم شد

متورم شدورم کرد

گذشته فعل swell؛ افزايش اندازه يا حجم چیزی.

Past tense of 'swell'; to have increased in size or volume.

«قوزک پای او پس از آسیب ورم کرد.»

His ankle swelled after the injury.

«رودخانه در طول طوفان پرآب شد.»

The river swelled during the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expandedبزرگ شد

رایج. اصطلاح کلی برای افزایش اندازه است اما swelled معمولاً دلالت بر توسعه طبیعی یا مایع دارد.

Common. General term for increasing size, but 'swelled' often implies natural or fluid expansion.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000