swop

/swɒp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): swoppedpast participle (مفعولی): swopped-ing (حال): swopping3rd (سوم): swops

فعل — مبادله کردن

مبادله کردنتاخت زدن

چیزی را با چیز دیگری مبادله کردن.

To exchange one thing for another. (British spelling of 'swap')

«می‌توانیم جاهایمان را عوض کنیم؟»

Can we swop places?

«آنها در مورد سفرهایشان داستان‌ها را مبادله کردند.»

They swopped stories about their travels.

تفاوت با واژه‌های مشابه
swapمعاوضه کردن

روزمره. رایج‌ترین اصطلاح در انگلیسی آمریکایی. کاملاً قابل جایگزینی با 'swop' (که انگلیسی بریتانیایی است). 'بیایید صندلی‌ها را عوض کنیم' کاملاً درست است، همانطور که 'Let's swop seats' در انگلیسی بریتانیایی.

Everyday. The most common term in American English. Fully interchangeable with 'swop' (which is British English). 'Let's swap seats' works perfectly, as does 'Let's swop seats' in British English.

exchangeعوض کردن

رسمی. می‌تواند به یک معامله رسمی‌تر یا صرفاً دادن و گرفتن اشاره داشته باشد. در بیشتر زمینه‌ها قابل جایگزینی است، اما 'swop' غیررسمی‌تر است. 'آنها سوگند یاد کردند' درست است، 'آنها vows swopped کردند' با رسمیت جور در نمی‌آید.

Formal. Can imply a more formal or official transaction, or simply giving and receiving. Interchangeable in most contexts, but 'swop' is more casual. 'They exchanged vows' works, 'They swopped vows' doesn't fit the formality.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): swops

اسم — مبادله

مبادلهتاخت

عمل مبادله یک چیز با چیز دیگر.

An act of exchanging one thing for another. (British spelling of 'swap')

«آنها به سرعت کتاب‌ها را مبادله کردند.»

They made a quick swop of books.

«مایل به مبادله‌ای؟»

Fancy a swop?

تفاوت با واژه‌های مشابه
swapمعاوضه

روزمره. اسم رایج در انگلیسی آمریکایی. کاملاً قابل جایگزینی با 'swop' (انگلیسی بریتانیایی). 'بیایید یک معاوضه سریع انجام دهیم' درست است. 'بیایید یک swop سریع انجام دهیم' نیز در انگلیسی بریتانیایی درست است.

Everyday. The common noun in American English. Fully interchangeable with 'swop' (British English). 'Let's do a quick swap' works. 'Let's do a quick swop' also works in British English.

exchangeتعویض

رسمی. می‌تواند به یک معامله رسمی‌تر یا سازمان‌یافته‌تر اشاره کند. 'Swop' غیررسمی‌تر است. 'برنامه تبادل دانشجو موفق بود' درست است. 'برنامه swop دانشجو' غیررسمی خواهد بود.

Formal. Can refer to a more formal or organized transaction. 'Swop' is more casual. 'The student exchange program was a success' works. 'The student swop program' would be informal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000