swoop

/swuːp/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): swoopedpast participle (مفعولی): swooped-ing (حال): swooping3rd (سوم): swoops

فعل — شیرجه زدن

شیرجه زدنفرود آمدن ناگهانی

(در مورد پرنده یا موجود پرنده دیگر) به سرعت در هوا به سمت پایین حرکت کردن.

(Of a bird or other flying creature) move rapidly downwards through the air.

«شاهین به سمت طعمه‌اش شیرجه زد.»

The hawk swooped down on its prey.

«پلیس هنگام سحر به مخفیگاه حمله کرد.»

Police swooped on the hideout at dawn.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diveشیرجه زدن

روزمره. وقتی حرکت به شدت رو به پایین است، قابل جایگزینی است. «عقاب برای شکارش شیرجه زد» کاربرد دارد. swoop اغلب حرکت ظریف‌تر یا گسترده‌تری را نسبت به dive تداعی می‌کند.

Everyday. Interchangeable when the movement is sharply downwards. 'The eagle dived for its prey' works. 'Swoop' often implies a more graceful or sweeping motion than 'dive'.

descendفرود آمدن

رسمی/عمومی. descend یک اصطلاح گسترده‌تر برای حرکت رو به پایین است، نه لزوماً سریع یا به شکل شکارچیانه. «هواپیما به آرامی فرود آمد» کاربرد دارد، «شاهین شیرجه زد».

Formal/general. 'Descend' is a broader term for moving downwards, not necessarily rapidly or in a predatory manner. 'The plane descended slowly' works, 'The hawk swooped'.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): swoops

اسم — شیرجه

شیرجهحمله ناگهانی

حرکتی سریع و رو به پایین در هوا.

A rapid downward movement through the air.

«ما تماشاگر شیرجه ناگهانی عقاب بودیم.»

We watched the eagle make a sudden swoop.

«پلیس یک حمله ناگهانی قبل از سحر به مظنونین انجام داد.»

The police carried out a pre-dawn swoop on the suspects.

تفاوت با واژه‌های مشابه
diveشیرجه

روزمره. وقتی به عمل حرکت شدید رو به پایین، به ویژه در آب، اشاره دارد، قابل جایگزینی است. «یک شیرجه دیدنی به داخل استخر» و «یک حمله ناگهانی» کاربرد دارد.

Everyday. Interchangeable when referring to the action of sharply moving downwards, especially into water. 'A spectacular dive into the pool' works, 'a sudden swoop'.

descentفرود

رسمی/عمومی. به هر عمل حرکت رو به پایین اشاره دارد، اغلب به شکلی کنترل‌شده‌تر یا طولانی‌تر. «هواپیما شروع به فرود کرد» کاربرد دارد.

Formal/general. Refers to any act of moving downwards, often in a more controlled or prolonged manner. 'The plane began its descent' works.

3phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — یورش بردن

یورش بردنحمله ناگهانی کردن

حمله یا یورش ناگهانی انجام دادن.

To launch a sudden attack or raid.

«پلیس یورش برد و باند را دستگیر کرد.»

The police swooped in and arrested the gang.

«کارآگاهان پس از دریافت اطلاعات محرمانه به خانه حمله کردند.»

Detectives swooped on the house after receiving a tip-off.

تفاوت با واژه‌های مشابه
raidیورش بردن

روزمره. هنگامی که به حمله ناگهانی، به ویژه توسط پلیس یا ارتش، اشاره دارد قابل جایگزینی است. «پلیس به ساختمان یورش برد» کاملاً کاربرد دارد.

Everyday. Interchangeable when referring to a sudden attack, especially by law enforcement or military. 'The police raided the building' works perfectly.

4phrase (عبارت)common

عبارت — با یک حرکت ناگهانی

با یک حرکت ناگهانییکباره

در یک حرکت واحد و سریع.

In one single, rapid movement.

«او کلیدها را با یک حرکت ناگهانی گرفت.»

He grabbed the keys in one swoop.

«او میز را یکباره خالی کرد.»

She cleared the table in one swoop.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000