swizzle

swiz·zle/ˈswɪzəl/
verb (فعل)informalpast (گذشته): swizzledpast participle (مفعولی): swizzled-ing (حال): swizzling3rd (سوم): swizzles

فعل — هم زدن نوشیدنی

هم زدن نوشیدنی

با حرکت سریع یک چوب یا قاشق یک نوشیدنی را هم زدن.

To stir a drink by moving a stick or spoon rapidly.

«قبل از نوشیدن کوکتل را هم زد.»

He swizzled the cocktail before drinking.

«مواد را برای مخلوط شدن خوب هم بزنید.»

Swizzle the ingredients to mix well.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stirهم زدن

رایج. اصطلاح کلی برای مخلوط کردن مایعات.

Common. General term for mixing liquids.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000