swith

/swɪθ/
adverb (قید)archaictype (نوع): mannerposition (جایگاه): end

قید — فوری

فوریسریع

سریع؛ فوراً؛ بلافاصله.

Quickly; instantly; immediately.

«او فوراً، بدون کلامی، رفت.»

He left swith, without a word.

«شوالیه شمشیرش را سریع بیرون کشید.»

Swith, the knight drew his sword.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quicklyبه سرعت

روزمره. رایج‌ترین مترادف، تقریباً در همه زمینه‌ها قابل استفاده است. 'Swith' کهنه است و نامناسب به نظر می‌رسد. 'او به سرعت به مغازه دوید' درست است. 'او swith به مغازه دوید' بسیار قدیمی به نظر می‌رسد.

Everyday. The most common synonym, applicable in almost all contexts. 'Swith' is archaic and would sound out of place. 'He quickly ran to the store' works. 'He swith ran to the store' sounds very dated.

instantlyفوراً

روزمره. بر عدم تأخیر تأکید دارد. برای تاکید بر فوریت قابل جایگزینی است. 'او فوراً پاسخ داد' درست است. 'او swith پاسخ داد' کهنه است.

Everyday. Emphasizes no delay whatsoever. Interchangeable when emphasizing immediacy. 'She responded instantly' works. 'She responded swith' is archaic.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000