فعل — تغییر داد
از یک چیز به چیز دیگری تغییر داد
Changed from one thing to another
«او قبل از رفتن چراغ را خاموش کرد.»
“He switched the light off before leaving.”
«او جای خود را تغییر داد تا کنار دوستش بنشیند.»
“She switched seats to sit next to her friend.”
تفاوت با واژههای مشابه
کلمه رایج و روزمره است. در موقعیت تعویض یا تغییر قابل جایگزینی است، مثل «او کانالها را تغییر داد» و «او کانالها را عوض کرد».
Common everyday word. Interchangeable with 'switched' when referring to replacing or altering one thing with another, e.g. 'She changed channels' vs 'She switched channels'.
غیررسمی است. در مواقعی که سریع چیزی را تغییر میدهند قابل جایگزینی است، مانند «سوئیچ را برگرداند»؛ ولی برای همه معانی مناسب نیست.
Informal. Can replace 'switched' when toggling something quickly, e.g. 'flipped the switch'. Not for all switch meanings.
متضادها
صفت — تعویضشده
که تغییر کرده یا عوض شده است
Having been changed or exchanged
«برای آزمایش از شمارهای تعویضشده استفاده کرد.»
“He used a switched number for the test.”
«قطعات تعویضشده نیاز به بهروزرسانی دارند.»
“The switched parts need updating.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج است و به معنی تغییر یافته یا جایگزین شده.
Common. Basically means altered or replaced.