switched

/swɪtʃt/
switchto change or exchange-edpast tense marker
1verb (فعل)commonpast (گذشته): switchedpast participle (مفعولی): switched-ing (حال): switching3rd (سوم): switches

فعل — تغییر داد

تغییر دادعوض کرد

از یک چیز به چیز دیگری تغییر داد

Changed from one thing to another

«او قبل از رفتن چراغ را خاموش کرد.»

He switched the light off before leaving.

«او جای خود را تغییر داد تا کنار دوستش بنشیند.»

She switched seats to sit next to her friend.

تفاوت با واژه‌های مشابه
changedتغییر داد

کلمه رایج و روزمره است. در موقعیت تعویض یا تغییر قابل جایگزینی است، مثل «او کانال‌ها را تغییر داد» و «او کانال‌ها را عوض کرد».

Common everyday word. Interchangeable with 'switched' when referring to replacing or altering one thing with another, e.g. 'She changed channels' vs 'She switched channels'.

flippedبرگرداند

غیررسمی است. در مواقعی که سریع چیزی را تغییر می‌دهند قابل جایگزینی است، مانند «سوئیچ را برگرداند»؛ ولی برای همه معانی مناسب نیست.

Informal. Can replace 'switched' when toggling something quickly, e.g. 'flipped the switch'. Not for all switch meanings.

متضادها
2adjective (صفت)common

صفت — تعویض‌شده

تعویض‌شدهتغییر یافته

که تغییر کرده یا عوض شده است

Having been changed or exchanged

«برای آزمایش از شماره‌ای تعویض‌شده استفاده کرد.»

He used a switched number for the test.

«قطعات تعویض‌شده نیاز به به‌روزرسانی دارند.»

The switched parts need updating.

تفاوت با واژه‌های مشابه
changedتغییر یافته

رایج است و به معنی تغییر یافته یا جایگزین شده.

Common. Basically means altered or replaced.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000