swizzled

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

swiz·zled/ˈswɪzəld/
verb (فعل)informalpast (گذشته): swizzledpast participle (مفعولی): swizzled-ing (حال): swizzling3rd (سوم): swizzles

فعل — کلاه‌برداری کردن

کلاه‌برداری کردنفریب دادن

فریب دادن یا کلاه‌برداری کردن از کسی.

To cheat or swindle someone; to trick.

«او از مشتریان کلاه‌برداری کرد.»

He swizzled the customers out of their money.

«نگذار آن فروشنده فریب‌ات دهد.»

Don’t get swizzled by that salesman.

تفاوت با واژه‌های مشابه
scammedکلاه‌برداری شدن

غیررسمی. معنای مشابه ولی کاربرد عمومی‌تر.

Informal. Similar meaning but more general use in modern English.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000