در حال آمادهسازی واژه...
Eric Human / Unsplash
قسمت بالایی و صاف میز.
The flat surface of a table.
«گلدان روی سطح میز قرار داشت.»
“The vase sat on the tabletop.”UKUS
«لطفاً قبل از شام سطح میز را پاک کن.»
“Please clear the tabletop before dinner.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000