tabletop

ta·ble·top/ˈteɪ.bəl.tɒp/
tableflat surface or furniture piecetopupper surface
noun (اسم)common

اسم — سطح میز

سطح میزروی میز

قسمت بالایی و صاف میز.

The flat surface of a table.

«گلدان روی سطح میز قرار داشت.»

The vase sat on the tabletop.

«لطفاً قبل از شام سطح میز را پاک کن.»

Please clear the tabletop before dinner.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000