tables

ta·bles/ˈteɪbəlz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tables

اسم — میزها

میزها

قطعاتی از مبلمان با یک سطح صاف و یک یا چند پایه که سطحی برای غذا خوردن، کار کردن یا قرار دادن اشیاء فراهم می‌کنند.

Pieces of furniture with a flat top and one or more legs, providing a surface for eating, working, or placing objects.

«ما میزها را برای شام چیدیم.»

We set the tables for dinner.

«کلاس درس میز و صندلی‌های زیادی دارد.»

The classroom has many tables and chairs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
desksمیزهای تحریر

روزمره. نوع خاصی از میز که برای کار طراحی شده، اغلب با کشو. 'او برای مطالعه پشت میز تحریر خود نشست.' در حالی که میز تحریر نوعی میز است، 'میز' یک اصطلاح کلی‌تر است.

Everyday. A specific type of table designed for working, often with drawers. 'He sat at his desk to study.' While a desk is a type of table, 'table' is a more general term.

countersپیشخوان‌ها

روزمره. یک سطح صاف که برای سرو غذا یا به عنوان سطح کار در آشپزخانه یا مغازه استفاده می‌شود. 'پیشخوان آشپزخانه پر از مواد غذایی بود.' شکل و کاربرد معمولی متفاوتی نسبت به میز غذاخوری دارد.

Everyday. A flat surface used for serving food or as a worktop in a kitchen or shop. 'The kitchen counter was full of groceries.' Different shape and typical usage than a dining table.

2noun (اسم)commonplural (جمع): tables

اسم — جداول

جداوللیست‌ها

مجموعه‌های سازمان‌یافته‌ای از داده‌ها یا اطلاعات، معمولاً در ردیف‌ها و ستون‌ها.

Organized sets of data or information, typically in rows and columns.

«گزارش شامل چندین جدول آمار بود.»

The report included several tables of statistics.

«ما باید این اطلاعات را در قالب جداول سازماندهی کنیم.»

We need to organize this information into tables.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chartsنمودارها

روزمره. نمایش گرافیکی داده‌ها، اغلب برای نشان دادن روندها یا مقایسه‌ها استفاده می‌شود. 'نمودارهای فروش افزایش ثابتی را نشان دادند.' 'جداول' داده‌های خام را ارائه می‌دهند، در حالی که 'نمودارها' آن را بصری می‌کنند.

Everyday. A graphical representation of data, often used to show trends or comparisons. 'The sales charts showed a steady increase.' 'Tables' present raw data, while 'charts' visualize it.

graphsنمودارها

روزمره. نموداری که رابطه بین مقادیر متغیر را نشان می‌دهد، معمولاً برای دو متغیر، که هر کدام در امتداد یکی از یک جفت محور عمود بر هم اندازه‌گیری می‌شوند. 'نمودار رشد جمعیت را نشان می‌دهد.' شبیه نمودارها، گراف‌ها بر روابط تاکید دارند.

Everyday. A diagram showing the relationship between variable quantities, typically of two variables, each measured along one of a pair of axes at right angles. 'The graph illustrates the population growth.' Similar to charts, graphs emphasize relationships.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000