tabulation

ta·bu·la·tion/ˌtæbjʊˈleɪʃən/
tabul-to arrange in a table-ationprocess or result
noun (اسم)formal

اسم — جدول‌بندی

جدول‌بندیتنظیم در جدول

فرآیند مرتب‌سازی داده‌ها به صورت جدول یا نمودار سازمان‌یافته.

The process of arranging data systematically in tables or charts.

«جدول‌بندی نتایج نظر‌سنجی چند ساعت طول کشید.»

The tabulation of survey results took several hours.

«جدول‌بندی به تحلیل آسان‌تر داده‌ها کمک می‌کند.»

Tabulation helps to analyze data more easily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tabulatingجدول‌بندی

رسمی. هنگامی که به فرآیند تنظیم داده‌ها در جدول اشاره دارد، می‌تواند جایگزین tabulation شود.

Formal. Can replace tabulation when referring to the process of organizing data into tables.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000