tabs

/tæbz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): tabs

اسم — جدول

جدولبرچسب

قطعات کوچک کاغذ یا پلاستیک برای سازماندهی یا علامت‌گذاری بخش‌ها.

Small pieces of paper or plastic attached to organize or mark a section.

«از برچسب‌ها برای جداکردن بخش‌های مختلف دفترچه استفاده کن.»

Use tabs to separate different sections in your notebook.

«مرورگر چندین زبانه باز دارد.»

The browser has many tabs open.

تفاوت با واژه‌های مشابه
labelsبرچسب‌ها

رایج. در اشاره به نشانگرهای شناسایی برای سازماندهی فایل‌ها یا صفحات قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable when referring to identifying markers in organizing files or pages.

2noun (اسم)commonplural (جمع): tabs

اسم — صورتحساب

صورتحسابحساب

مبلغی که برای صورت‌حساب در رستوران یا بار باید پرداخت شود.

The amount to pay for a bill or check in a restaurant or bar.

«می‌توانی صورتحساب نوشیدنی‌هایمان را پرداخت کنی؟»

Can you pay the tab for our drinks?

«حساب بار بیشتر از انتظار بود.»

The tab at the bar was higher than expected.

تفاوت با واژه‌های مشابه
billصورتحساب

روزمره. در محیط رستوران با tab قابل جایگزینی است.

Everyday. Interchangeable with 'tab' in restaurant contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000