tableware

ta·ble·ware/ˈteɪbəlwer/
tablefurnishing surface for mealswaremanufactured articles or goods
noun (اسم)common

اسم — ظروف میز ناهارخوری

ظروف میز ناهارخوریظروف غذاخوری

وسایل و ظرف‌هایی که برای چیدن میز غذا و سرو کردن استفاده می‌شوند.

Utensils and dishes used for setting a table and serving food.

«ما برای مهمانی شام، ظروف جدید خریدیم.»

We bought new tableware for the dinner party.

«این فروشگاه مجموعه‌های ظریف ظروف میز غذا را می‌فروشد.»

The store sells elegant tableware sets.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dinnerwareظروف غذاخوری

متداول. معمولاً با tableware قابل تعویض است ولی تأکید بر ظروف مخصوص وعده شام دارد.

Common. Often used interchangeably with 'tableware', but can emphasize dishes specifically used during dinner.

chinaچینی

روزمره. معمولاً به ظرف‌های چینی عادی اطلاق می‌شود، بخشی از tableware.

Everyday. Refers typically to fine porcelain dishes, a subset of tableware.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000