در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به شیوهای که بدون بیان مستقیم، فهمیده یا مورد اشاره است.
In a way that is understood or implied without being directly expressed.
«او با سر تکان دادن به طور ضمنی با برنامه موافقت کرد.»
“She tacitly agreed to the plan by nodding.”
«سکوت به طور ضمنی توافق آنها را تأیید کرد.»
“The silence tacitly confirmed their agreement.”
رایج. تقریباً معادل tacitly است اما میتواند درباره احساسات یا نیتها نیز به کار رود.
Common. Almost interchangeable with tacitly but can extend beyond unspoken agreement to feelings or intentions.