tacitly

tac·it·ly/ˈtæsɪtli/
tacitunderstood without being stated-lyin the manner of
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): tacitposition (جایگاه): end

قید — به طور ضمنی

به طور ضمنیبیان‌نشده

به شیوه‌ای که بدون بیان مستقیم، فهمیده یا مورد اشاره است.

In a way that is understood or implied without being directly expressed.

«او با سر تکان دادن به طور ضمنی با برنامه موافقت کرد.»

She tacitly agreed to the plan by nodding.

«سکوت به طور ضمنی توافق آنها را تأیید کرد.»

The silence tacitly confirmed their agreement.

تفاوت با واژه‌های مشابه
implicitlyضمنی

رایج. تقریباً معادل tacitly است اما می‌تواند درباره احساسات یا نیت‌ها نیز به کار رود.

Common. Almost interchangeable with tacitly but can extend beyond unspoken agreement to feelings or intentions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000