take form

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌteɪk ˈfɔrm/
phrase (عبارت)common

عبارت — شکل گرفتن

شکل گرفتنقوام پیدا کردن

کم‌کم روشن شدن یا به شکل و طرحی قابل تشخیص در آمدن.

To begin to exist clearly or develop into a recognizable shape or plan.

«یک طرح کم‌کم شکل گرفت.»

A plan began to take form.

«مجسمه زیر دست او شکل گرفت.»

The sculpture took form under her hands.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000