take root

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˌteɪk ˈruːt/
1phrase (عبارت)common

عبارت — ریشه دواندن

ریشه دواندنجا افتادن در خاک

ریشه دواندن و در زمین جا افتادن.

To begin to grow roots and become established in the ground.

«قلمه در آب ریشه داد.»

“The cutting took root in water.”

«این درخت‌ها به‌راحتی ریشه می‌دوانند.»

“These trees take root easily.”

2phrase (عبارت)common

عبارت — جا افتادن

جا افتادنریشه دواندن

به‌مرور جا افتادن یا پذیرفته شدن.

To become established or accepted over time.

«این رسم در شهر جا افتاد.»

“The custom took root in the town.”

«تردید کم‌کم ریشه دواند.»

“Doubt began to take root.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000