targeted

tar·get·ed/ˈtɑːrɡɪtɪd/
targetan object or goal-edpast tense / adjective form
adjective (صفت)common

صفت — هدفمند

هدفمندمورد هدف

متمرکز یا نشانه‌روی‌شده به یک فرد، گروه یا موضوع خاص.

Directed or aimed at a specific person, group, or thing.

«تبلیغ برای بزرگ‌سالان جوان هدف‌گذاری شده بود.»

The ad was targeted at young adults.

«او توسط کلاه‌برداران آنلاین هدف قرار گرفت.»

She was targeted by scammers online.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aimedهدفمند

رسمی. معنی مشابه، بیشتر در زمینه‌هایی مانند «هدفمند به سوی» به کار می‌رود. کمتر در مکالمه روزمره کاربرد دارد.

Formal. Similar meaning, used often in contexts like 'aimed at a goal'. Less common in casual speech.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000