tass

/tæs/
verb (فعل)informalpast (گذشته): tassedpast participle (مفعولی): tassed-ing (حال): tassing3rd (سوم): tasses

فعل — رکیک بازی درآوردن

رکیک بازی درآوردندست انداختن

به‌طور غیررسمی: دست انداختن یا اذیت کردن دوستانه کسی.

Informal: To tease or annoy someone playfully.

«دست از اذیتم بردار، من جدی‌ام!»

Stop tassing me, I'm serious!

«او دوست دارد دوستانش را دست بیندازد.»

He loves to tass his friends.

تفاوت با واژه‌های مشابه
teaseدست انداختن

غیررسمی و رایج. تقریباً جایگزین است اما «تس» عامیانه‌تر و محلی‌تر است.

Informal and common. Almost interchangeable but “tass” is more slangy and regional.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000