tasked

/tæskt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): taskedpast participle (مفعولی): tasked-ing (حال): tasking3rd (سوم): tasks

فعل — واگذار کردن وظیفه

واگذار کردن وظیفهمسئول کردن

واگذاری کاری یا مسئولیتی خاص به کسی.

Assigned a specific job or duty to someone.

«او مسئول سازماندهی رویداد شد.»

She was tasked with organizing the event.

«تیم موظف به اتمام پروژه تا جمعه شد.»

The team was tasked to complete the project by Friday.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assignedتخصیص دادن

برای توصیف دادن کار به کسی به کار می‌رود که معمولاً با tasked قابل تعویض است.

Used to describe giving tasks to someone, generally interchangeable with tasked.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000