tas
اسم — کاسه کوچک
(در آشپزی فرانسوی) یک فنجان یا کاسه کوچک و کمعمق که معمولاً برای سرو سهمهای کوچک استفاده میشود.
(In French cuisine) A small, shallow cup or bowl, typically used for serving small portions.
«آشپز آمیوز بوش را در یک تاس ظریف سرو کرد.»
“The chef served the amuse-bouche in a delicate tas.”
«او تاس نقرهای عتیقه را تحسین کرد.»
“She admired the antique silver tas.”
اسم — علف تاسمانی
(گیاهشناسی) نوعی چمن بومی استرالیا با ساقههای باریک و اغلب زینتی (از جنس Triodia).
(Botany) A type of slender, often ornamental, Australian native grass (Triodia).
«علف تاس مساحتهای وسیعی از بیابان استرالیا را پوشانده است.»
“The tas grass covers vast areas of the Australian outback.”
«آتشسوزیهای بوتهای میتوانند به سرعت در میان علف تاس خشک پخش شوند.»
“Bushfires can spread quickly through dry tas.”